مفاخر آذربایجان *** Azərbaycan xadimləri
علی فتحی(آلتین)*آذربایجان ،مراغا، ایران ، آذری و تورکی شعرلری
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار بولود قاراچورلو 5
طالعیمه سن باخ,
دوشونجه لریم یاساق(ممنوع),
دویغولاریم یاساق
كئچمیشیمدن سوز آچماغیم یاساق
گله جگیمدن دانیشماغیم یاساق
آتا بابامین آدین چكمه ییم یاساق
بیلیر سن؟
آنادان دوغولاندان بئله
اوزوم بیلمیه, بیلمیه
دیل آچیب دانیشدیغیم- دیلده
دانیشماغیم یاساق ایمیش, یاساق

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: بولود قاراچورلو(سهند)مراغه
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
زندگی نامه بولود قاراچورلو(سهند)

بولود قاراچورلو  متخلص به سهند شاعری مراغه ای و ازشاعران ‌مبارز و انقلابی‌ و از فداییان ‌نهضت‌ دموكراتیك(به رهبری پیشه وری) ‌آذربایجان است ‌كه‌ درآن‌ سوی ‌مرزها ‌بسیار‌شناخته ‌شده‌تر ‌از ایران‌ می‌باشد. وی‌ صاحب‌ شاهـكار«سازمین‌سؤزو»(نوای‌سازِمن) است‌ كه ‌ازآثار‌ بسیار ‌زیبا ‌و بدیعِ ‌ادب ‌‌آذربایجان‌ و ایران ‌زمین‌ می‌باشد‌كه‌ اثرجاودانه‌ از فولكلور‌ ملّی‌ ـ‌ مردمی‌ آذربایجان‌ به‌شمار است‌ و به‌ زبان‌های‌ مختلف‌ به‌چاپ‌ رسیده ‌است.

شهریار، درمورد سهند‌ می‌گوید: سهند ‌یك‌ شاعرِ‌ آزاده ‌بود ‌وآن‌ خوی ‌واخلاقی‌كه سهند‌ داشت، درهیچ‌كس ‌نبود

ادامه مطلب...

در قرن بیستم یكی و شاید پرفروغترین ستاره آسمان شعر ملی مبارزی آذربایجان بولود قارا چورلو پسر مطلب در سال 1926 در مراغه در یك خانواده كارگری به دنیا آمد پدر مادرش اسم فرزندشان را بولود (ابر) گذاشتند آنها با انتخاب این اسم شاید نمی‌دانستند این ابر كوچك روزی ابری پرباران خواهد بود و گلشن شعر آذربایجان را آبیاری و پرگل خواهد كرد. در ترسناك‌ترین زمان استبداد رضاخان یعنی زمانی كه هویت ملی مدنی ملت آذربایجان مورد تاخت وتاز و توهین بود بدنیا آمد و پا گرفت. او با اینكه در مدرسه‌ای كه در آن با زبان مادری‌اش نوشتن خواندن و حتی صحبت كردن ممنوع بود از زمان ادراك شروع به گفتن شعر به زبان مادری‌اش كرد. و تا آخر عمر بدون توجه به این شرایط سخت در راه هویت، زبان، تاریخ و مدنیت خود بدون خستگی فریاد كشید، و قلم زد بولود در دوران جوانی به خاطر شرایط سخت خانواده بدون اتمام متوسطه، برای كمك به خانواده وارد بازار كار شد. در1940 با اشغال ایران توسط متفقین و برچیده شدن موقتی استبداد رضاخان در آذربایجان حركتهای ملی دمكراتیك به راه افتاد. بولود جوان مثل خیلی‌ها همراه این حركت شد اولین شعرش در مجلس شاعران در تبریز خوانده شد.

تاریخ‌لر بویونجا ائی بؤیوك وطن
یاغییا دوشمنه اییلمه دین سن
بوگون طبیعت‌دن ایلهام آلدیم من
گئچدی سحر واقتی بو سؤز اوركدن
اینسانا روح وئره ن دیلینه آلقیش
در این سالها حكومت ملی(به حكومك پیشه وری) تشكیل شده در آذربایجان در عرض یك سال بسیاری از خواسته‌های مردم را به جا آورده بود اما آنهائی كه مسائل دنیا را از دیده خود می‌نگریستند نتوانستند این موفقیت را تحمل كنند و آذربایجان تازه جان گرفته را فدای افكار استبدادی خود كردند. و این دولت مردمی نوپا از هم پاشیدند. اما آذربایجان‌سوخته مثل اجاقی گداخته خاموش نشد. شرایط سخت‌زندان و غربت هر چه بیشتر و روز به روز باعث جان گرفتن شعورملی‌سهند شد او در سالهای1953ـ1951 دو منظومه یكی «آراز» و دیگری «خاطره» را نوشت او در این منظومه‌ها با درد دل از آرزوهای بر باد رفته از قحطی خلق و حیات سخت و دولت از دست رفته در آذربایجان و حاكمیت ظلم و جور و نتیجه تاریخ شوم دو تكه شدن سرزمین خود و از اینكه اگر یك ملت به زبان خود نخوانده و ننویسد چه بلاهایی بر سرش خواهد آمد سخن گفته است شاعر منظومه آراز را با این شعر شروع می‌كند.
در سال ۱۳۳۲ پس از آزاد شدن سهند و دوستانش از زندان كودتای ۲۸ مرداد برای سرنگونی دولت مصدق رخ داد. در این سالها سهند با دوست نزدیك و صمیمی خود فرزانه در تهران زندگی می‌كرد.او با راهنمائی دوستش با فولكلور و خصوصاً كتاب دده قورقود الفت گرفت و در این ماهها شعر حیدربابایه سلام محمدحسین شهریار برای او منبع الهامی شد، سهند هم ده ده قورقود را شروع به نظم كشیدن كرد.
در سال 1953پس از آزاد شدن سهند و دوستانش از زندان فاجعه كودتای ضد دمكراتیك با همكاری آمریكا، انگلیس و دربار ایران برای سرنگونی دولت مردمی مصدق رخ داد. این كودتا در ایران و آذربایجان خفقان ملی اجتماعی را چندین برابر افزایش داد و نفسها را در سینه‌ها محبوس كرد در این سالها سهند مانند شخص عادی با دوست نزدیك و صمیمی خود فرزانه در تهران زندگی می‌كند او با راهنمائی دوستش با فوكلور و خصوصاً شاه ادب آذربایجان «ده ده قورقود بویلاری» الفت گرفت و روز به روز این انس افزایش یافت در این ماهها شعر معجزه‌ای حیدربابا یا سلام شهریار باز سهند را روحی تازه بخشید و برای او منبع الهامی شد سهند هم ده ده قورقود بویلاری را شروع به نظم كشیدن كرد، او با ثابت ماندن ماجراها و داستانهای این منظومه برای هر داستان یك آغاز و پایان اضافه نمود در این اضافات شاعر احساسات ملی تاریخی، اجتماعی و فلسفی خود را به قلم می‌كشید با كامل شدن این داستانها و نوشته‌ها در فكر چاپ و گسترش آن برمی‌آید اما در شرایط سخت آن زمان این فكررا عملی ساختن آسان نبود و هیچ چاپخانه‌ای برای انتشار یك اثر تركی حاضر نمی‌شد با تلاش زیاد یك چاپ خانه به شرط چاپ و انتقال شبانه آن از چاپ خانه موافقت می‌كند اولین جلد آن با درج نشدن تاریخ چاپ در روی آن به بازار می‌آید دوست شاعرش فرزانه در مقدمه این كتاب چنین می نویسد «شاعر بزرگ و صاحب سخن این كار را به بهترین نحو به جای خود رسانده است با در نظر گرفتن ذوق و احساس خواننده در آن هیجان غم و شادی بدیع آفریده و یك اثر اجتماعی عرضه كرده و باوفادار ماندن به ساختار اصلی و اسلوب و خصوصیات سخن در جای خود استعداد خویش را نشان داده و به دریای بی‌افق ذوق انسان راه یافته است شاعر برای زنده كردن احساسات و معنای جا گرفته در داستانها و همچنین روبرو كردن آنها با مسائل اجتماعی و فلسفی در اول و آخر اثر یك مقدمه و خاتمه آورده است این اضافات منظومه را بدیع و از جهت فكر چندین برابر ارزشمند و خیال را به پرواز می‌دارد در هر سطر و هر صفحه منظومه عشق شاعر به سرزمین مادری خلق ملت و تاریخ پرافتخار خود دیده می‌شود.
بو توپراغدا بو دیاردا
اسیرلردن اسیرله‌ره
السیزلری تالامایام
تؤپوردؤیون یالامایان
دیللرینه یالان گلمه‌ز
حق یولوندان اوز چئویرمز
ظولمكارا بونیین ایمه‌ز
دالیسینی دوشمن گؤرمه‌ز
دیشی اصلان
قوچ ایریلر
قافلان كیمی
یووا سالمیش
بو داغلارین یایلاقلارین
جیران قاچار اولاقلارین
تورپاغلاری قاریشیقدیر
بابالارین تورپاغیلای
در این دفترها آهنگ وموسیقی به كار رفته برای به نظم درآوردن داستانها از یك طرف و وابسته بودن شاعر به هویت ملی و به ملت خود از طرف دیگر شاعر را از همه چیز آشكارتر به عنوان فریاد گر ملت خود ودر سیمای یك عاشق حق جلوه‌گر می‌كند.
در حالی كه جلد اول داستانهای «ده ده قورقود» سازمین سوز و آن زمانها نشر وبعدا تجدید چاپ هم شد وحتی در تركیه و باكو چاپ و منتشر گشت، اما جلد دوم آن یعنی «ده ده مین كیتابی» تا امروز هم رویی روشنائی ندیده شاعر در جلد دوم شش داستان از داستانهای ده ده قورقود را به نظم كشیده است و در پایان و شروع آنها نیز مقدمه و خاتمه‌ای آورده است و خصوصا در پایان اثر در خاتمه آورده شده آن سخن‌پردازی خود را به نحو احسن به نمایش گذاشته است.
بعد از كودتای 1953 بسیاری از عمر خود را بالاجبار در تهران سپری كرد فقط به نظم كشیدن داستان‌های حماسی ده ده قور قود كفایت نكرد بلكه این سالها پر مؤثرترین سالهای زندگی او شد در این سالهای سخت از یك سو جوابهای دندان‌شكن كسانی كه زبان او را نادیده می‌گرفتند و بر تاریخ ملی و هویت او به چشم حقارت می‌نگریستند و از سوی دیگر به عنوان یك منادیی انسانیت وحقیقت از ویتنام گرفته تا اسپانیا و كوبا از مبارزات مردم در آن سرزمینها حمایت می‌كرد و آنها را می‌ستود و به آنهایی این آزادی‌خواهی مردم را به خون و خاك می‌كشیدند بیزاری می‌جست. او در شعر «بیر مزار بویدا یئر سوراغیندا» (در پی زمینی به اندازه یك گور) آنهائی كه ملت و ارزشهای ملی او را زیر سئوال می‌بردند در مقابل آنها می‌ایستد و مقابله با آنها را چنین به تصویر می‌كشد:
اوخودوم دیرچلدیم آیاغا قالخدیم
شیشمك اولوب چاخدیم
ولكانا دؤندوم
بولود تك كیشنه دیم سئل اولوب آخدیم
كؤكسو داغ دالغالی اومانا دؤندوم
وارلیغیمی دانانا قلبزنلره
یامان یاخالاشدیم یامان ووروشدیم
یالان پالانلارین تاپشیردیم یئله
حاقسیزلیغا قارشی یامان ووروشدیم
اوره‌ك سؤزلریمی حاق سؤزلریمی
قایا كیمی دوشمن كؤكسینه ووردوم
قصبكارا جومورد بابالار كیمی
گاه قان قوسدوربان گاه قان اوتوردوم
الیمدن زینهارا زارا گلنله
كؤپك كوشگوتیلر ایت بیراخدیلار
حاق سوزیمه جاواب وئرمه ینلر
قدره قوللانیب غمه تاخدیلار
گوجوم گوجلرینه چاتانمادیقدا
هر طرفدن منی دوره له ییبلر سونگونو بؤیریمه سانجیب آدیما
وطنسیز دئدیلر نه‌لر دئدیلر
یئنه ‌ده داغلار كیمی دوردوم دایاندیم
نه چكیندیم نه ده چاشدیم
محكمه‌لرینی ایلنجه ساندیم
دنیز كیمی جوشدوم كوكره‌دیم داشدیم
آیاغی كوندلی قوللاری باغلی
سسیمی اوجالتدیم آچدیم دیلیمی
اوره‌یی قوربالی سینه‌سی داغلی
دئدیم هر دردیمی هر نیسگیلیمی
چوخ یاخشی بیلیرسیز فیریلداقچی‌لار
من نه وطنسیزم نه ده گؤبه لك
دوغما دییاریم وار بؤیوك ائلیم وار
منیمدیر هم كئچمیش هم ده گله جك
شعر «طالعیمه باخ منیم» (در مورد هویت ملی) خیلی پرمعنا و پربار است سهند در این شعر یك انسان محروم ازحق ملی و محروم از زبان مادری را چنین به تصویر می‌كشد:
طالعیمه سن باخ
دوشونجه‌لریم یاساق
كئچمیشیم‌دن سؤز آچماغیم یاساق
آتا بابامی آدین چئكمه‌ییم یاساق
آنامدان آد آپارماغیم یاساق
بابا دییاریم ایسه
پیتراق پیتراق بیلیرسن
دوغولاندا بئله
اؤزوم بیلمییه بیلمییه
دانیشماغیم دا یاساق ایشیم یاساق
و این چنین از سال 70ـ1960 سهند در شعر مبارزی آذربایجان جنوبی برای خود جائی ویژه پیدا می‌كند در این سالها با رفت و آمد پروفسور رستم علی‌اف به ایران زمینه منتشر اشعار در آذربایجان شمالی توسط ایشان فراهم می‌شود بارزترین بخش دیوان سهند جائی است كه سهند به شاعران و ادیبان شمال آذربایجان شمالی نامه نوشته است او اولین، دومین و سومین اشعار ارمغان خود رابه واسطه رستم به آن طرف می‌فرستد و از آنجا در جای خود جواب برای نامه‌هایش می‌گیرد دوستی، برادری و در چشمهای این منظومه یعنی در نامه‌ها، آرزوها خواسته‌ها حسرتها و ناله از هجران به روشنی دیده می‌شود در بین نامه‌های این منظومه سهند نامه‌ای به شهریار كه همیشه احترام او را نگه می‌داشت می‌نویسد و یا به گفته خود در خانه شهریار را می‌زند. شهریار به نامه سهند با مجموعه معروف «سهند» جواب می‌دهد این دو نامه نه تنها دو شاعر را به هم نزدیك می‌كند بلكه بر روحشان بلندا بخشیده، در نوشته‌های سهند عرفان كاملاً جان می‌گیرد، افتخار و غرور شهریار به ارث كلاسیكمان بیشتر می‌شود و نگاه او به خویشتن افزونی می‌یابد شاعر در ارمغان سوم ملاقات با رستم علی‌اف و درد دل با او را چنین به تصویر می‌كشد:
داغیوی گؤرمه‌ییم رستم قارداش
غریبه دادیم آدوردون
دوغما وطنیم ده دوغما ائلیمده
منی غریب گؤروب حالیمی
بیر عؤمور دردیمی گیزلی ساخلادیم
اودلاندیم آلوووم اوزومی یاخدی
اودوما سوسه‌په‌ن اولمادی بیرجه
گؤزلریمین یاشی ایچیمه آختی
حكیم سیز قایقی سیز داوا درمانسیز
سیمله‌دی سومی‌یه ایشلدی یارام
اوزومه باغلاندی بوتونقاپیلار
اوزوم‌دن ال اوزدوم كسیلدی چارام
چوخلار باشیم اوسته گلدی سوروشدو
لاكین احوالاتیمی سوران اولمادی
دردیمی یانیغمی سوران چوخ اولدی
آنجاق یانیخماری گؤزی دولمادی
نه بیلیم لازیم مولاحیظه‌لر
یالنیز قورخوردمادی سنی
قارداشیم
ائلین امه‌یی حالالین اولسون
 و بختیار وهاب زاده در شعر«سهنده مكتوب» چنین به سهند جواب می نویسد:
قارداش عینی دردی قارداشلاریلا
اؤ آجی فریاد لار شیرین نفس‌لر
منیم ده كؤلومون آهی ناله‌سی
قارداشیم تبربزدن گلن بو سسلر
باكی نین سسی دیر باكی نین سسی
دئییرسن یاری یا بؤلوننلری
دردینی دونیادا بیر بیلمه ین یوخ
بیزده بولوشموشوق آنجاق بودردی
اوجا كورسولردن بیر سؤیله‌ین یوخ
ییخلار گریدن اتیلی ئین
تكانی یاراداق اؤزوموز گره‌ك
یئنه‌ده اولارین (همن خاك) اگر
بییز اؤز ایچیمیزدن ایته لنمه‌سك
خیردا تپه‌لری سئللر اویاندا
اسه‌ر بو حمله‌یه داغلاردا زاغ زاغ
بیز اؤز اؤز در دیمیزه آغلامایاندا
بیزیم یئریمیزه كیم آغلییاجاق؟
گوناهكار توتمایاخ بوردا هئچ كیمی
آیریلدیق بیز غونچه غونچه
چوخ واقت اؤزومیزی به یه نمه میشدیك
بیز دئدیك فیلان كسه گره‌ك اوخشایاك
یاندی اؤز باغریمیز فیلكیر چشمه میز
اؤزگه باغلارینی سوواردیق آنجاق
سالدیق اؤزوموزی اؤزوموز گؤزدن
كؤلیله اوینادیق ال چكیب كؤزدن
كؤلگه‌لر نور آلدی شفقیمیزدن
گونش بیزیم اولدو سحر اؤزگه‌نین
هله تانیماییر دویماییر بیزی
اؤز شهریم منیم اؤز كندیم منیم
كیمسه‌دن اوممایاق طالعیمیز
اؤزوموزدن اومماق سهندیم منیم...
«گردآورنده – ج-فارابی»


گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: بولود قاراچورلو(سهند)مراغه
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار سید ابوالقاسم نباتی 1
گؤروم ای شوخ! سنی، خرم و خندان اولاسان،
غنچه گول تك آچیلیب، زیبِ گولوستان اولاسان.
گئیه‌سن أگنینه هر هفته‌ده بیر دست لباس،
برق اوروب عالمه بیر مئهر درخشان اولاسان.
تیرمه باشیندا، آیاغیندا فرنگی باشماق،
سونا كهلیك تكی هریانا خورامان اولاسان.
 وسمه قاشیندا، گؤزون سورمه‌ده، زولفون أوزده،
هر طرفدن تؤكوله، سونبول و ریحان اولاسان.
اولمایا شنگ و قشنگلیكده بیری تای سنه،
هامی دلبرلره ‌سن سرور خوبان اولاسان.
نه قده‌ر وارایسه عؤمرون، گزه‌سن مستانه،
بو جهان باغینا بیر سرو خورامان اولاسان.
حق تعالی سنی ای گول ائله‌سین بیرده جوان،
یئنه اون دؤردجه یاشیندا مه تابان اولاسان.
أوز گتیرسین سنه دؤولت بئله دریا- دریا،
هر نه دؤولتلی اولا، سن اولارا خان اولاسان.
قونشویا گئتمه‌یه‌سن حاجت ایچون بیرزادا،
سن اولاری گتیریب قاپینا، سولطان اولاسان.
 گنج قارون كیمی سن جمع ائده‌سن سیم و زری،
صاحب مملكتِ خسرو و خاقان اولاسان.
بیر دوعا قیلدی نباتی، اونو مولایا بوراخ،
تا اونون سینه‌ی سوزانینا درمان اولاسان.

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار سید ابوالقاسم نباتی 3
تیكمیشم گؤز راها بیر جلّادی گؤزلر گؤزلریم،
داما دوشموش صید تك، صیادی گؤزلر گؤزلریم.
یوخسا دئرسیز زاهیدم من، اولموشام مسجد نشین،
اول صنمدن اؤترو بو بربادی گؤزلر گؤزلریم.
بیستون داغین گئدیب گزمك دگیل منظوروموز،
 ششدر حئیرتده بیر نرّادی گؤزلر گؤزلریم.
بوق عشقین، آتش سوزاندی یاخمیش باغریمی،
یاش تؤكنده، دجله‌ی باغدادی گؤزلر گؤزلریم.
مكتب عشق ایچره تا ائتسین منی كامیل عیار،
اولموشام پابسته بیر اوستادی گؤزلر گؤزلریم.
قویماییم تا اوندان اؤزگه كیمسه بو ویرانه‌ده،
روز و شب بو خاطیر ناشادی گؤزلر گؤزلریم.
پرتو مئهر روخوندان تا كی بولسون بیر نیشان،
هر طرف سئیران ائدیب، هرزادی گؤزلر گؤزلریم.
جمله قرآن و كتابی ائیلمكدن الورق،
اؤزگه مطلب یوخ، همین بیر آدی گؤزلر گؤزلریم.
یاخشی سؤزلر چوخ دئمیشلر گرچی عاشیقلر، ولی،
هامیدان یئی، من بو خوش افرادی گؤزلر گؤزلریم.
محمل لیلی، نباتی! اولدو گؤزدن ناپدید،
من نه مجنونام كی بو اوتادی گؤزلر گؤزلریم.

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار سید ابوالقاسم نباتی 2
نه مدت دیر من بیچاره یارب یارسیز قالدیم،
پوزولدو رؤونقیم، داغیلدی ائو، پرگارسیز قالدیم؟
كیمه اظهار ائدیم دردیم؟ هانی‌بیر محرم اسرار؟       
غمیم چوخ، غم‌گوساریم یوخ، عجب‌غمخوارسیز قالدیم!
دریغا! بیلمه‌دیم قدرین من اول یار وفادارین،          
عجایب سخت جانام، یارسیز، من عارسیز قالدیم؟
غم هیجرانا یاندیردین منی، ای چرخ دون، بسدیر! 
رحیم اسمینه آللاهین دئییم، اقرار سیز قالدیم.
نباتی! تؤوبه قیل، ایمانا گل، افسانه دانیشما،
نولا بیر یول دئسن كی: یا علی! من یارسیز قالدیم.

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار سید ابوالقاسم نباتی 4
جانا اود ووردوم اؤزوم، پروانه‌لردن كوسموشم،
تا كی مجنون اولموشام، دیوانه‌لردن كوسموشم.
بیر غلط سؤز دور كی دئرلر گنج اولور ویرانه‌ده،
گنج یوخ، ویرانه چوخ، ویرانه‌لردن كوسموشم.
حاصیلیم اولدو تجرّددن ندامت گوشه‌سی،
ایندی اول باش آغریدان افسانه‌لردن كوسموشم.
من ائشیتدیم: اول گولون مئیخانه‌لردیر منزلی،
اصلی یوخ گؤردوم، گلیب مئیخانه‌لردن كوسموشم.
خانیمانیمدان منی سالدی نباتی در به در،
عقله باخ،‌مجنون كیمی بیگانه‌لردن كوسموشم.

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار سید ابوالقاسم نباتی 6
گؤره‌سن من نییه یارب بئله نالان اولدوم؟ 
غلط ائتدیم كی سنه واله و حئیران اولدوم.
اودا یاخدین من بیچاره‌نی پروانه كیمی،
آجیغین گلدی مگر عاشیق انسان اولدوم؟
سود و سرمایه‌می مجموع ألیمدن آلدین،
نییه كیم زاهید اولوب مسجده دربان اولدوم!
شیخ صنعان كیمی بوینوما سالدیم زونّار،
ایندی گل گؤر كی كلیسالارا رهبان اولدوم.
ائتدیم اول دلبر ترسایا بوگون بیر سجده،   
ایندی بیلدیم كی یقین من‌ده مسلمان اولدوم
لله الحمد! كی من كوفرده بولدوم ایمان،
كئچن ایّاما نه حاصیل كی پشیمان اولدوم!
گل! نباتی دولانیم باشینا، وه! وه! نه گؤزل،
جان وئریب یارا، وفا راهینا قوربان اولدوم.

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
اشعار سید ابوالقاسم نباتی 7
اسرار دئلیم خلقه نمایان اولدو
هر دلبره ایسته دیم باخام قان اولدو
بو دهر دنی ده بس كی محنت چكدیم
قددیم بوكولوب مثال چوگان اولدو
ساقی بو قدیر خیالدان حاصیل نه ؟
بو رنج و غم و ملال دن حاصیل نه ؟
دور باده گتیر گردشه ، بیر جام یئریت
بو بیهده قیل و قال دن حاصیل نه ؟
ائتدین بو گئجه عجب ثواب ای ساقی
وئردین یئنه ریندانه شراب ای ساقی
وئر باده كی آخرت گونو ائیله مه سین
الله سنی اهل عذاب ای ساقی ...

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
زندگی نامه سید ابوالقاسم نباتی

سید ابولقاسم  متخلص به نباتی و مشهور به مجنون شاه و خان چوپان فرزند میر یحیی ( ملقب به سید محترم اشتبینی ) به سال 1191 هجری تولد یافت ، دوران جوانی خودرا در قریه اشتبین كه یكی از قراء با صفای قره داغ اذربایجان  و قره چای است با حشم داری و باغبانی گذرانید ، زیبایی های طبیعت اورا به سرودن اشعار بر انگیخت ، رفته رفته به عرفان گرایید  بعدها به شهر اهر رفت و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری گوشه عزلت گزید و اواخر عمر باز به زادگاهش اشتبین برگشت

مرحوم عارف نباتی به كرات از آب رودخانه آراز می گذشته و اصلاً جایی از بدنش و یا لباس هایش خیس نمی شده و طوری ماهرانه و ظریفانــــه این عمل را انجام می داده كه همه را مات و مبهوت و حیرت زده مــــــی كرده است . شنیده شده است كه آن مرحوم آراز را گاهــی در روی آب به پشت خوابیده عبور میكرده است . و باز یكی از ملتزمین ركـــــابش در یكی از روزها در كنار آراز اظهار لعبه كرده و می خواهد از آب عبور كند و در باور خودش كرامتی نشان دهد ، ولی به محض اینــــــــكه وارد آب می شود نه تنها موفق نمی شود بلكه جسد نیمه جانش را دیگران نجـــــات می دهند . مرحوم این شعر را در حق وی سروده و اورا به ریاضـــــــت و تهذیب نفس و پخته شدن در كوره روزگار دعوت میكند :
گئت دولانگلن خام سن هنوز 
پخته اولماغا چوخ سفر گرك  
مرغ قاف ایله هم زبان اولوب  
زیروه قالخماقا بال و پر گرك

 

----------------------------

ادامه مطلب...

دیوان اشعار:

جمع اشعار به‌جامانده از نباتی به پنج هزار بیت بالغ می‌گردد كه تقریبا نصف آن فارسی و نصف دیگر تركی است. اشعار نباتی در جمهوری آذربایجان و قفقاز و تركیه و ایران طرفداران بسیاری دارد..
یكی از آثار جهانی نباتی تصنیف «گئدین دئین خان‌چوبانا» است كه در موسیقی آذربایجان به زیبایی می‌درخشد و شهره‌ی تمام ترك ‌زبانان دنیاست. نباتی با تخلص زیبای «خان‌چوبان» چنان اشعاری را برای ما به یادگار گذاشته كه هنوز قافله‌ی ادب او را چنانكه است، نمی‌شناسد
آنچه كه نباتی را در اوج دل مردم آذربایجان قرار داده است، اشعار تركی او است؛ اشعاری كه قبل از وجود صنعت چاپ، توسط عاشیق‌ها و خوانندگان موسیقی آذربایجان در طول 200 سال دل عشاق را به نوا آورده و تسخیر كرده است.
ارامگاه:
وی پس از حدود هفتاد سال عمر، در ۱۲۶۲ قمری درگذشت. در خصوص آرامگاه نباتی در یك بلندی مشرف به روستای اشتبین و رودخانه ارس از اظهارات اهالی روستا چنین بر می‌آید كه نباتی همیشه در یك نقطه‌ای از بلندی كوه می‌نشسته و به روستا و زادگاه خود و رودخانه ارس و جاده‌ای كه اهالی و دختران جوان در آن تردد داشتند نگاه می‌كرده و اكثر شعرهای خود را در آن نقطه آفریده و و با صدای دل نشین به آواز خواندن می‌پرداخته كه بعد از درگذشت وی، اهالی بنا به علاقه وافر نباتی به آن محل خاص، وی را در همان نقطه دفن كرده‌اند.
در شهریور 1372 كنگره بزرگداشت این شاعر به مدت سه روز در كلیبر بر گزار شد و به همین مناسبت دیوانش به طرز مطلوبی در دو جـــــــلد به اهتمتم دكتر حسین محمد زاده صدیق انتشار یافت . جلد اول آن اشعار فارسی و جلد دوم اشعار تركی نباتی است .
چاپ تزیینی و نفیس دیگری هم از اشعار فارسی او با تشریك مساعی جمعی از خوشنویسان و هنرمندان ، بكوشش غریبی كلـــــیبر تهیه و به علاقمندان شعر نباتی اتحاف شد
   مرحوم فریدون كوچرلی ادبیات شناس مشهور در تحقیقات خــــود در مورد نباتی چنین می نویسد :
(( سید ابولقاسم نباتی برای آذربایجانی ها به منزله خواجه حافــــــــظ ، شمس تبریزی و حتی در بعضی اشعار و كلامش به منزله جلال الــــدین رومی (مولوی ) میباشد .))
علامه شهید مرحوم علی مدرس تبریزی در جلد چهارم كتاب ریحـــانه الادب می نویسد : ((سید ابوالقاسم میر مقدم اشتبینی قــــــره داغــی تبریزی از عرفای قرن سیزدهم هجرت كه درویش مسلك و صوفـــــــــــی مشرب بوده و اشعار و ذوقیات بسیاری به دوزبان تركی و فارسی گفته و به نباتی یا خان چوپانی یا مجنونشاه تخلص می كرده و دیوان او در تبریز چاپ شده است . ))
در كتاب دانشمندان  آذربایجان در مورد ابو القاسم نباتی چنین آمده است :
((خلف مرحوم سید محترم اشتبینی ، درویش مسلك و صوفی مشرب بوده ، گاهی مجنون شاه و خان چوپانی نیز تخلص كرده است . اوائل حال در قریه اشتبین كه كرسی محال دیزمار قراچه داغ است نشو و نما یافته و بعد ها به قصبه اهر مهاجرت نموده و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری مشغول ریاضت و مجاهده گردیده است .))
هنوز هم اهالی قره داغ نباتی را نه تنها شاعر بزرگ ، بلكه عارفی بسیار مقرب و صاحب كرامات می دانند و كرامات اورا در مجالس و محافل نقــــل می كنند. خود می گوید :
از خامه خان چوپانی مـــــــــــن
 عاجز شده كلك مانی من
خواهی كه شوی تو نیز موسی
  یك چند بكن شبانی من
در اواخر عمر به مسقط الراس خود مراجعت كرده و در 1262 مرحوم شده است و مزار ش دربالای تپه ای در اشتبین است . در ضمن ایشــــــان در سال 1191 ه. ق. برابر با 1149 ه. ش. در اشتبین متـــــــولد شده است .
در كتاب مفاخر آذربایجان نیز نویسنده در مورد سید ابو القاســـــــم نباتی چنین می نویسد :
((مرحوم سید ابوالقاسم بن میر یحیی اشتبینی ، متخلـــص به ( مجنون شاه ) یا ( خان چوپانی) یكی از شاعران آذربایجان از منطقه قــــــره داغ می باشد .
او شاعری علی گو و علی جو بوده است و در مدح و توصیف مولا علـــی (ع) گوی سبقت را از همگان و خیل شاعران مداح اهل بیت عصمت (ع) ربوده است  او اشعار فراوانی در حق آن بزرگوار ســـــــروده است كه در دیوانش ثبت است . زادگاه او روستای اشتبین مركز دهستان دیـــــــزمار شرقی از توابع ارسباران ، بسال 1191 متولد گردیده و سیر معرفت را از همان زمان از تعالیم و ارشادات و بركات وجودی شیخ شهاب الدین اهری كسب نمود و در شعر و ادب به مرتبت والایی نائل آمد كه توانست حدود 5000 بیت شعر را از خود بیادگار بگذارد . او شاعری مسلمان و شیــــعه دوازده امامی و مخلص اهل بیت و رسالت (ع) بوده است . سروده های او در نواحی قفقاز ، تركیه ، آذرباجان و سراسر ایران طـــرفدارانی دارد .))



گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: سید ابوالقاسم نباتی
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
شعر گله جك بیزیم هوشنگ جعفری
تبریزیم آنادیر بیز اونا بالا
قویماریخ آنامیز بالاسیز قالا
آند اولسون بابكین دوشن قولونا
گله جك بیزیم دیر وئرین قول قولا
***************
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
داغلارین باشینی پیتیراق الیب
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
شنلیك لر یوردونا غم كولگه سالیب
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
بورداكی دورنالار سوسوب دانیشمیر
دورنا وار دورنایا یانیب الیشمیر
دورنا وار ساتغین دی بیزه قاریشمیر
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
بولاغلار قورویوب حسرتدی سوو
چالیلار كول با كول باغلاییب جووا
نه بیزه حایات وار نه سیزه یووا
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
چالاغان چالیبدی شن بولبوللری
كیم سنه اوخومور بیزیم دیللری
شاختالار سولدورور اچان گوللری
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
داغلاردا دورنالار شاختادان دونور
دورنالار یوردونا قجیرلر قونور
بورداكی قاریلتی بئینیمی یونور
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
دومانلار چولغاییب اوجا یایلاغی
سپیلیب داغلارا نیفرت پایلاغی
یایلاغلار اولوب دور قوزغون اویلاغی
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
قورخورام دوماندا ازاسیز یولو
گورمییه گوزلریز ساغ ایله سولو
قارشیزا چیخا بیر میندارچا كولو
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان
كیم دوشور قاباغا چالاغان چالیر
بوغجالیر, بودارلیر, نفسین الیر
دورنالار صف باغلیر سورگونده قالیر
قاییدین دورنالار قاییدین بوردان

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: هوشنگ جعفری
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
منظومه آغ آتیم هوشنگ جعفری
آغ آتیم ، قول قاناتیم
آت قدمین یورتمه یئری
آش تپه لردن
سیلدیریم تك سره لردن
سئله سینمیش دره لردن
بو نه طوفاندی گؤزل كه لیگیمی
ایستیر آییرسین فره لردن
غیرتیم جوشه گلیر غملی خبردن
آغ آتیم – قورخما خطردن
*
آغ آتیم قول ، قاناتیم
شیهه چك ، قوی سسیوه
بلكه یاتانلاردا اؤیانسین
یاتماغین واختی دگیل دورسون اوتانسین
یاتانین عؤمرو تالانسین
تازا نعلین وار آتیم
چال بو داغین سینه سینه ، قوی پارالانسین
چال داغین سینه سی باتسین ، یارالانسین
داشی داشدان ، آرالانسین
*
آغ آتیم قول قاناتیم
داش قایادان آشما چتیندی
قاباق اؤز یوققوشادی ، قاشما چتیندی
داغا دیرماشما چتیندی
داشا ، سووخاشما چتیندی
باخما یوللاری چتیندی
اورانین هئیبتی یوخدور
آغ آتیم همت ائله
غیرتی یوخدور
هله اؤز یوققوشالار چوخدو قاباقدا
آشماق اولماز بو آیاقدا
*
آغ آتیم قول قاناتیم
بسدی ایاق ساخلاما ، گون باتدی قارالدی
گون گئچیب داغ دالینا رنگی سارالدی
داغین اوستون دومان آلدی
آغ آتیم ، بس بو نه حالدی؟
بورا یارقاندی آتیم دورما آماند.
*
آغ آتیم ، قول قاناتیم
آت قدم آیدینلیغا ساری
هؤركوشن اوولاریلان
چیخ سره یاللاری یوخاری
قار قالان داغلارا سال بیر نفسین
قوی اریسین بوز كیمی چئگینینده كی قاری
سولاری آرخلارا سال بلكه سووارسین
قوری قالمیش اوبالاری
قوی بؤیوك گؤلده اؤزوشسونله
یاشیل باش سونالاری
آغ آتیم
جهد ائله باریسنی تاری
آغ آتیم ، قول قاناتیم
طبعیمین دریاسی جوشقوندو
یئل اسدیر لپه لنسین
قوی چالیم صخره لره دالغامی
دالغام سپه لنسین
قوی یاغیش تك قورویان
داغلارین اؤستونده اله نسین
هرزه اوتلاری آپارسین
لالا بیتسین
هامی گؤللر تزه لنسین
گؤلو بلبل یییه لنسین
*
آغ آتیم ، قول قاناتیم
آت قدمین قلعه ی بابكدن آشاق
قارا گونلن ساواشاق
آت گؤلوندن سس آتیب
بابكین حالین سوروشاق
یئنه طوفاندا جوشاق
دریالار تك قوووشاق
*
آغ آتیم ، قول قاناتیم
شیهه چك قوی سه سیوه
هاجرین تركینه چكسین نبی گلسین
قوی كور اوغلو آتینی داغلارا سالسین
ائشیدیب شیهه نی گلسین
الده كسگین قیلیجیلا
بویاسین قانه كئچل حمزه نی گلسین
قوی كرم سازینی سالسین دؤشونه
چؤللره دؤشسون
های سه سی ائللره دؤشسون
دئگیلن غملی كرم ایستر اگر ، اصلینی گلسین
دشمنین بلكه كسه ك نسلینی ، گلسین
قوی بو داغلاردا بؤیوك هلهله دوشسون
داغلارا ولوله دؤشسون
*
آغ آتیم ، قول قاناتیم
منه بیر قالغی بابامدان ، بو ورن دیلدی
بونو چئگنیمه ساللام
قاراداغ باشینی آللام
اورا بیر ولوله ساللام
آغ آتیم دورما ، یوبانسان ، دالی قاللام
*
آغ آتیم ، قول قاناتیم
بیز اگر قلعه ی سیمرغ دان آشساق
بیزه آزدی
باخما یوللار ناتارازدی
باخما بو قارلی دماوند
بو قفقاز بو هرازدی
باخما داغدا هاوا دوتقوندو ، آیازدی
باخما بو قیشدی بو یازدی
آغ آتیم آت قدمین دریا ، دایازدی
دریانی گئچسن اگر شهرِ نیازدی
اوردا هر قان كی تؤكولدو یئره
آزادلیقی یازدی
بشر آزادلیغا بازدی
*
آغ آتیم ، قول قاناتیم
اوردا دولبرچین اوتو دؤرت پَر آچیبدی
اوردا دیلله نمگه دیل تازه شیرین دیللر آچیبدی
اوردا باغلاردا بوتون گ,ل لر آچیبدی
آغ آتیم
آت قدم آیدینلیغا ساری

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: هوشنگ جعفری
تاريخ : یکشنبه 9 آذر 1393 | یازار : علی فتحی (آلتین)
+0 به یه ن
شعر قارا باغ هوشنگ جعفری
قاراباغ ائله بیل آنامدیر منیم
آنامین روحونو اوردا گورموشم
انامین دیلینه باغلیدیر جانیم
انا دیلیم اولسه منده اولموشم
باخمایئن ائلیمدن ارالیام من
دیلیم هارالیدی اورالیام من
سانمایئن ائللریم پرم پرمدی
تبریزیم اصلیدی باكی كرمدی
اولكه لرشعریدی شاعر قلمدی
بابكین نبی نین مدالیام من
دیلیم هارالیدی اورالیام من
بدنیم بولونوب اوره گیم آغریر
قوللاریم كسیلیب بیله گیم اغریر
دوست ویریب خنجری كوره گیم آغریر
قیر قیزام.گورجویم .خوجالیام من
دیلیم هارالیدی اورالیام من
بیرقیسیم اوره گم تیكه لنمیشم
بیر ائووج قان اولولوب سپه لن میشم
جؤوشلانیب دنیز تك لپه لنمیشم
ایندیسه هاردایام اورالیام من
الان كی بوردایام بورالیام من

گؤنده ر 100 درجه کلوب دات کام گؤنده ر     بؤلوم لر: هوشنگ جعفری
یارپاق لار: [1] [2] [3] [4] [5] [..] [15]
آرشیو
سون یازی لار
یولداش لار
سایغاج
ایندی بلاق دا : نفر
بوگونون گؤروشو : نفر
دونه نین گؤروشو : نفر
بوتون گؤروش لر : نفر
بو آیین گؤروشو : نفر
باخیش لار :
یازی لار :
یئنیله مه چاغی :